۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۸, سه‌شنبه

ای روزگار...

بعد چهار سال شماره تلفنم رو پیدا کرده بود و تماسی گرفته بود. از دوران کوتاهی می گفت که در پادگان آموزشی با هم بودیم. از خودش گفت و روزگار.  پرسید که من به ساز روزگار می رقصم یا روزگار به ساز من؟ گفتم که فعلا این منم که با ساز روزگار خودم رو هماهنگ کردم و حرکات موزون دارم! وقتی که فهمید از بین این همه شغل نون و آب دار توی دنیای به این بزرگی اومدم و یه شغل بی آب و نونی پیدا کردم که شرح وظایفش چیزیه تو مایه های سانسورچی، سریع بحث رو عوض کرد و چندتا جمله کوتاه و بعدش هم خداحافظ !!
به قول شاعر: ای روزگار نامناسب، مردم ناسازگار!!  ای روزگار ....

۱۳۸۹ اردیبهشت ۷, سه‌شنبه

شاید آخرینش باشد!

سه،چهار روزی بود که پنل مدیریتی بلاگر فیلتر شده بود! یعنی وبلاگهای مبتنی بر بلاگر - با دامنه blogspot.com - بالا می آمد ولی صفحه مدیریتی آنها با دامنه blogger.com از دسترس خارج بود و نه میشد پست جدیدی نگاشت و نه نظرات بازدیدکنندگان را مشاهده کرد؛ یعنی عملا غیرقابل استفاده! ولی خب فعلا یعنی درحال حاضر که مشغول نوشتن این پست هستم این مشکل برطرف شده ولی بعید هم نیست که موقتی باشد و این پست هم آخرین مطلب پابلیش شده در این وبلاگ!  بالاخره در یکی از همین روزها  برادران یا خواهران محترم مسئول صیانت از فضای سایبری تصمیم می گیرند مشکلی به نام وبلاگ نویسی در ایران را به صورت اساسی و ریشه ای برای همیشه حل کنند و خلاااااااص !! 
******
در پست قبلی اشاره ای کردم به بیماری یکی از هنرمندان جوانی که دوستان و آشنایانش برای نجات او کمپینی اینترنتی راه انداخته اند تا با کمکهای خیران بتواند سلامتی اش را بازیابد. دوباره لینک مطلب اصلی را اینجا می گذارم . البته به جز ارائه کمکهای مالی و معنوی برای نجات جان چنین انسانهای دردمندی راه دیگری هم برای کمک به تداوم حیات بیماران نیازمند پیوند هست: اهدای عضو.

۱۳۸۹ فروردین ۳۱, سه‌شنبه

دغدغه های فکری یک ذهن درگیر!

بعد مدتها خواستم پست جدیدی بذارم منتها نمیدونم چی شد که یه دفعه ای یک دوجین سوژه نگارشی به ذهنم رسید ؛ چیزایی که تو این چند روزه ذهنم رو درگیر که نه، ولی برای چند دقیقه ای حداقل به خودشون مشغول کرده بودن... خواستم از این ماجراهای 2تا بچه کافی نیست و اسلام نیاز به سرباز داره و.. بنویسم که دیدم قبل از من خیلی ها از بزرگ و کوچک و عوام الناس  و خواص نخبه همگی در رد نظریه ازدیاد لشگر گرسنگان مسلمان که خیل بیکاران و افزایش فقر رو به همراه داره سخنرانی یا قلم فرسایی کردن. خواستم از بیم و امیدها و چشم انداز آتی محیط زیست این استان بنویسم و بلاهایی که بر سرش اومده و سکاندار جدیدی که هنوز در رسانه ها آفتابی نشده که دیدم سوژه ام بیات شده! خواستم این بوک مارک شده نسبتا جدید تو فهرست نشانی های مرورگرم رو اینجا لینک بدم برای سهولت دسترسی که اون هم زد و تو بهار سبز جوونیش، خزان زده شد! دیدم روز جهانی بناهای تاریخی سررسیده ولی به جز یکی دو نشست خشک و خالی، خبر و گزارش دندان گیری گیرم نیومد. بنابراین به این نتیجه رسیدم که سنگین ترم اگه از زیاده گویی پرهیز کنم و این مطالب رو دوباره اینجا شرح و بسط ندم . فقط چند دوست دنیای مجازی خبر دادن که «یک نفردر آب می خواند شما را». امیدوارم هرچه زودتر مشکل این هم ولایتی ما هم حل بشه هرچند که امروزه چنین افرادی بی شمارن اما گویا این همه آدم مشکل دار به چشم سیاستمداران ما نمیان و به تصور رفاه زدگی ملت ، جمعیت صدها میلیونی رو به انتظار نشستن!

۱۳۸۹ فروردین ۲۱, شنبه

در جستجوی شانس!

بخت و شانس در خانه چه کسی را می زند و چه کسانی باید سالها در حسرت حتی یک گوشه چشم این نازدردانه باشند تا اوضاع و احوالشان از این رو به آن رو شود و پله های نردبان ترقی را دوتا یکی بپیمایند؟ بخت و شانس چقدر در زندگی بزرگان جهان پیرامونی ما تاثیر گذاشته است؟ خب به نظرم جناب لویی پاستور دانشمند سرشناس فرانسوی در دو سده قبل پاسخ این پرسش را داده باشد: شانس فقط به سراغ آنهایی می رود که ذهن شان را آماده دریافت موضوعی کرده باشند؛ همین و بس!

Chance favores only the prepared mind...      Louis Pasteur - 1854

۱۳۸۹ فروردین ۱۸, چهارشنبه

و اینک سال پلنگ!

از آنجایی که امسال به عبارتی سال پلنگ است و اینجانب هم به دلیل علاقه خاصی که به مسایل زیست محیطی و به خصوص گونه های حیات وحش دارم، خواستم یکی از انجمن های مردم نهاد فعال کشورمان در این عرصه را معرفی کنم؛ انجمن یوزپلنگ ایرانی که چندسالی است به همت تعدادی از دانشجویان و دیگر علاقمندان به طبیعت و محیط زیست کشورمان راه اندازی شده و خوشبختانه به همت این افراد و کم و بیش، یاری سازمان های زیست محیطی ملی و بین المللی توفیقات خوبی در زمینه حفاظت از نسل گونه هایی نظیر یوز ایرانی، پلنگ، خرس و برخی دیگر از گونه های جانوری در معرض خطر انقراض کسب کرده است و در همین چندسال محدودی که از فعالیت آن می گذرد، چند جایزه از نهادهای معتبر بین المللی در زمینه حفاظت از حیات وحش را به خود اختصاص داده است. هرچند که به دلیل کم توجهی مسئولان و ناآگاهی برخی افراد، نسل بسیاری از گونه های گیاهی و جانوری منحصربه فرد و ارزشمند  کشورمان همچنان در معرض خطر انقراض همیشگی قرار دارد؛ درست مثل شیر ژیان ایرانی و ببر مازندران که باید تا ابد حسرت نابودی شان را به دل داشته باشیم...

۱۳۸۸ اسفند ۲۹, شنبه

بهار آمد...

سال 88 سال  تلخی بود، اما امیدوارم حالا که نوروز جهانی شده  وسیاستمداران دنیا هم این جشن و آیین هزاران ساله را به رسمیت  شناختند، سال 1389 همراه با صلح و صفا و شادی و خرمی و بهروزی برای همگان باشد.

* امسال بینگ هم به تبع رقیب همیشگی اش گوگل که چندسالی هست لوگویش را به مناسبت نوروز تغییر می دهد، دست به چنین ابتکاری زده است و با قراردادن تصاویر و لینکهایی این روز را به مردم سایر مناطق جهان معرفی کرده است. کار جالبی شده که دیدنش خالی از لطف نیست.

۱۳۸۸ اسفند ۵, چهارشنبه

هنر داریم تا هنر!

جشن تولد 20سالگی فتوشاپ هم به میمنت و مبارکی فرارسید و شیفتگان هنرعکاسی با چاشنی فناوری نوین را به وجد آورد! امروزه با گسترش روزافزون انواع و اقسام نرم افزارها با کاربرد گرافیک و فتوژورنالیسم و تبلیغات، بسیاری از علاقمندان به عکاسی که به دلایل گوناگون با دشواری هایی در این عرصه روبرو هستند، به راحتی می توانند نقایص کاری خود را برطرف کنند و حتی برخی هم که ایده های خلاقانه و استعداد بیشتری در خلق آثار گرافیکی دارند، به تجربه هایی نو دست می یابند که گاهی کمتر از هنر عکاسی کلاسیک نیست.
نمونه هایی از تلفیق عکاسی از صحنه های واقعی با هنرنمایی برخاسته از قابلیت های فتوشاپ را ببینید (روی عکس ها کلیک کنید تا با کیفیت بیشتری ظاهر شوند):


برای مشاهده سایر آثار این هنرمند دانمارکی می توانید اینجا را ببینید.

۱۳۸۸ بهمن ۲۸, چهارشنبه

آن روزگاران...

اخیرا یکی دو جا از قول بعضی ها که دستی در آمار و ارقام دارند، خواندم که علاقه به وبلاگ نویسی تا حد زیادی کاهش پیدا کرده است ولی چون مطلب را تا انتهایش ادامه ندادم، نمیدانم که گوینده و نویسنده، این مطلب را با شعف و شادی بیان کرده یا نه - مثل آن معاون وزیری که درجمع خبرنگاران سرش را بالا می گیرد و درعین حالی که وانمود میکند از اعمال محدودیت برای سرعت اینترنت و سرویس Gmail و... بی اطلاع است، این اقدام را برای ترغیب ایرانیان به استفاده از ایمیل ملی مفید عنوان میکند!
درهرحال شاید هم حق با گوینده اولی باشد که نوشتم. چون وقتی به همین لینکدونی جمع و جور خودم نگاهی می اندازم و می بینم که بسیاری از دوستانی که وب نوشته هایشان را دنبال می کردم - وسعی میکنم ادامه بدهم - دچار ابتلائات دنیوی (!) شده اند، فکر می کنم این ادعا خیلی هم بیجا نبوده است؛ وقتی نویسنده پرشور و توانایی به دلیل اینکه احساس میکند برای نوشته ها و اخبارهشدارآمیزش گوش شنوایی نزد متولیان امور نیست ، دست به خودکشی وبلاگی می زند، یا آن مدافع حقوق مردم و محیط زیست که پس از رویدادهای 8 ماه پیش نمی دانم به چه دلیل ناگهان از نوشتن دست کشید -و امیدوارم اتفاقی برایش نیفتاده باشد- یا این بلاگری که تنها بعد از نگارش متنی زیبا در توصیف آرمانها و آرزوهای انقلابیون جوان پنجاه و هفتی و سرخوردگی بعضی از آنها تمام آرشیو نوشته هایش را از دست داد، یا وقتی وبلاگ این فرید و آن دیگری از دسترس خارج شده اند آن هم کسانی که به هرحال صرف نظر از ارزش گذاری مطالب شان، سرشان در کتاب و مجله بود و چندکلمه حرف حساب در آنها نوشته می شد،یا اصلا این یکی که اتفاقا نویسنده زبردست و روزنامه نگار معتدلی است که حتی همین حالا هم بسیاری از یادداشت ها و مقالاتش در نشریات داخلی منتشر می شود ولی تارنمایش غیرمجاز شناخته شده است، یا بسیاری دیگر از کسانی که به هرحال حرفی برای گفتن داشتند و دارند و لزوما هم مطالب سیاسی نمی نویسند ولی در ماههای اخیر امکان نوشتن یا دست کم بی تاخیر و بی دغدغه نوشتن برایشان فراهم نشده است را می بینم جز تاسف عمیق چیزی نصیبم نمی شود... خب البته گاهی هم که حکومتی ها ما را تحمل می کنند، بعضی از ما غیر حکومتی ها هم مستبدان کوچکی می شویم که طاقت شنیدن سخن انتقادی را نداریم و نتیجه اش می شود این!!
یادش بخیر زمانی نه چندان دور مسئولان مملکت با افتخار اعلام می کردند که وبلاگ نویسان ایرانی گوی سبقت را از همتایان چینی و برزیلی و اروپایی خود ربوده اند و در ارتقای محتوای فارسی دنیای وب تاثیر انکارناپذیری دارند و چه و چه ... واقعا چه روزهایی بود آن روزگاران...

۱۳۸۸ بهمن ۱۵, پنجشنبه

سپاسگزار باشید...

در این اوضاع و احوال مملکت که به سختی می توان چشم انداز امیدوارکننده ای برای آینده متصور بود و با این طرح های عجیب و غریبی که بدون توجه به توصیه های کارشناسان دلسوز در حال اجراست و بدون شک تبعات سنگین اجتماعی اش به زودی هویدا می شود، اخیرا هرکسی که پشت تریبون یا بر منبری قرار می گیرد، از ضرورت شکرگزاری بابت وضعیت کنونی کشور و خدمات دولتمردان دم می زند و همگان را از عقوبت ناسپاسی نسبت به شرایط موجود می ترساند. گویا این حجم از فشار بر رسانه ها و کارشناسان آگاه و مستقل برای نادیده گرفتن خطاها در تدبیر امور کشور و ممانعت ازانتشار انتقادها ناکافی بوده است که حالا به این روش ها روی آورده اند! خب البته وقتی که به صراحت، تنها وجه انتقادی رسانه ها را انتقاد از شرایط حاکم بر عرصه روابط بین الملل اعلام می کنند، شاید این همه سخنرانی و جلسه گذاشتن برای ترویج فرهنگ سپاس و شکرگزاری بین اقشار مختلف جامعه خیلی هم عجیب نباشد...

۱۳۸۸ دی ۲۳, چهارشنبه

برای کشوری که فقیر محتاج نان شب ندارد!

تیتر یک *

تیتر یک
بوی نان تازه می داد
که قرار بود در سبد خانوار هر ایرانی قرار گیرد
و تیتر یک
از بیمه رایگان
و تحصیل رایگان
حرف می زد
و تیتر یک
احقاق حقوق کارگران بود
و تیتر یک
بانگ بلند آزادی بود

و روزنامه را انداخته بود زیرش
تا از سرما نمیرد،
روزنامه خوابی که همیشه گرسنه بود
و مریض بود
و درس نخوانده بود
و یکبار
تنها یکبار که به بانگ بلند فریاد زده بود:
"آزادی"
برای همیشه از کار اخراجش کرده بودند...



* پرشین کارتون - 1388/10/16